زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۳۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در شهر بحسن تو رویی نتوان دیدن
۲
از دل نشود پنهان روی تو بپوشیدن
۳
من در عجبم از تو زیرا که ندیدستم
۴
از ماه سخن گفتن وز سرو خرامیدن
۵
هنگام بهار ای جان در باغ چه خوش باشد
۶
بر یاد تو می خوردن بر بوی تو گل چیدن
۷
با پسته خندانت گر توبه کند شاید
۸
هم قند ز شیرینی هم پسته ز خندیدن
۹
در ملکش اگر بودی مانند تو شیرینی
۱۰
فرهاد شدی خسرو در سنگ تراشیدن
۱۱
در مذهب عشاقت آنراست مسلمانی
۱۲
کورا نبود دینی جز دوست پرستیدن
۱۳
کردیم بسی کوشش تا دوست بدست آید
۱۴
چون بخت مدد نکند چه سود ز کوشیدن
۱۵
تا دیده خود بینت با غیر نظر دارد
۱۶
گر چشم ز جان سازی او را نتوان دیدن
۱۷
از تیغ جفای او اندیشه مکن ای سیف
۱۸
تأثیر ظفر نبود از معرکه ترسیدن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.