زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۴۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای شکرلب نظری سوی من مسکین کن
۲
ترک یک بوسه بگو کام مرا شیرین کن
۳
دهن وقند لبت پسته شکر مغزست
۴
تو از آن پسته مرا طوطی شکر چین کن
۵
نرگس مست بگردان دل وجان برهم زن
۶
سنبل جعد بیفشان وجهان مشکین کن
۷
زآن تنی کز سمن و یاسمنش عار آید
۸
دم بدم پیرهنی پر زگل ونسرین کن
۹
تو زکار دگران هیچ نمی پردازی
۱۰
تا بگویم که نگاهی بمن غمگین کن
۱۱
همه ذرات جهان از تو مدد می خواهند
۱۲
آفتابا نظری سوی من مسکین کن
۱۳
عالمی بیذق نطع هوس وصل تواند
۱۴
آخر ای شاه رخ خود سوی این فرزین کن
۱۵
با تو در هر ندبم دست عمل جان بازیست
۱۶
ببری یا ببرم؟ عاقبتم تعیین کن
۱۷
نخوهم دیدن خود آرزویم دیدن تست
۱۸
روی چون آینه بنما و مرا خود بین کن
۱۹
آستان در تو خواستم از دولت کفت
۲۰
تا برو سر نهم ای بخت مرا تمکین کن
۲۱
گفت هیهات که آن خوابگه شیرانست
۲۲
آن بتو کی رسد ازخاک چو سگ بالین کن
۲۳
از پی فاتحه وصل دعایی گفتم
۲۴
تا برین ختم شود فاتحه را آمین کن
۲۵
سیف فرغانی شوریده شد از دیدن تو
۲۶
تو بشیرین لب خود شور ورا تسکین کن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.