زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۵۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای جمال تو رشک حورالعین
۲
روح را کوی تست خلد برین
۳
تا پدید آمد آفتاب رخت
۴
شرمسارست آسمان ز زمین
۵
گرچه زلف تو داده یاری کفر
۶
روی خوب تو کرده پشتی دین
۷
وصل ما خود کی اتفاق افتد
۸
تو توانگر بحسن و من مسکین
۹
دور خوبی چو روزگار گلست
۱۰
تکیه بر نیکویی مکن چندین
۱۱
در فراقت همی کنم بسخن
۱۲
این دل بی قرار را تسکین
۱۳
همچو خسرو که کرد روزی چند
۱۴
بشکر دفع غصه شیرین
۱۵
گر بگریم من از فراقت زار
۱۶
ور بنالم من از جفات حزین
۱۷
دل تهی می کنم ز غصه تو
۱۸
هست اشکم بهانه یی رنگین
۱۹
عاشق تو بخلق دل ندهد
۲۰
میل نکند ملک بعجل سمین
۲۱
چند گویی که هست جان و دلم
۲۲
از جفای رقیب او غمگین
۲۳
سر جور شکر فروشت نیست
۲۴
ای مگس خیز و با شکر منشین
۲۵
عشق در جان سیف فرغانیست
۲۶
چون در اجزای خاک ماء معین

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.