زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۵۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
برنگ خود نیم زآن رو وزآن مو
۲
که گل را رنگ بخشد مشک را بو
۳
دو چشمم خیره شد در وی ندانم
۴
نگارستان فردوس است یارو
۵
ندارد هیچ خوبی فر آن ماه
۶
ندارد پر طاوسان پرستو
۷
دهان چون پسته و پسته پر از قند
۸
لبان چون شکر و شکر سخن گو
۹
عجب گر ملک روم و چین نگیرد
۱۰
نگار ترک رو با خال هندو
۱۱
زمن چون شیر از آتش می گریزد
۱۲
بلی از سگ گریزان باشد آهو
۱۳
نهاده دام اندر حلقه زلف
۱۴
فگنده تاب در زنجیر گیسو
۱۵
ایا چون ساحری کار تو مشکل
۱۶
ایا چون سامری چشم تو جادو
۱۷
اگر در گلشن آیی، سرو آزاد
۱۸
زند در پیش بالای تو زانو
۱۹
کسی را وصل تو گردد میسر
۲۰
که جان بر کف بود زر در ترازو
۲۱
اگر چه آسمانش پشت باشد
۲۲
نیارد با تو زد خورشید پهلو
۲۳
کسی کو پیش گیرد کار عشقت
۲۴
نهد کار دو عالم را بیکسو
۲۵
جفای تو وفا باشد ازیرا
۲۶
ز نیکو هرچه آید هست نیکو
۲۷
از آن ساعت که تیر غمزه خوردم
۲۸
من از دست کمانداران ابرو
۲۹
هماندم سیف فرغانی بدانست
۳۰
که جرم عاشقان جرمیست معفو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.