زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۷۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دلا با عشق کن پیمان و می رو
۲
قدم در نه درین میدان و می رو
۳
درین کو خفتگان ره نوردند
۴
درآ در زمزه ایشان و می رو
۵
دل اندر بند جان جانان نیابی
۶
زجان برگیر دل ای جان و می رو
۷
ترا آن دوست می خواند بر خود
۸
تو نیز آن دوست را می خوان و می رو
۹
بدل هشیار باش و اندرین راه
۱۰
مکن اندیشه چون مستان و می رو
۱۱
چو در راه آمدی از هستی خود
۱۲
سری در هر قدم می مان و می رو
۱۳
اگر چه نفس تو اسبیست سرکش
۱۴
درین ره چون خرش می ران و می رو
۱۵
برو گر دست یابی برنشینش
۱۶
ولی پایی همی جنبان و می رو
۱۷
وگر در ره بزادت حاجت افتد
۱۸
از آب روی خود کن نان ومی رو
۱۹
بره تنها رود ره گم کند مرد
۲۰
درآ در خیل درویشان و می رو
۲۱
تو همچون قطره ای، خاکت خوهد خورد
۲۲
مبر از صحبت یاران و می رو
۲۳
اگر در ره بجیحونی رسیدی
۲۴
درو پیوند چون باران و می رو
۲۵
چو جیحونت به دریایی رسانید
۲۶
قدم بر آب نه آسان و می رو
۲۷
از آن پس گر خوهی چون ابر دربار
۲۸
همی کش بر هوا دامان و می رو
۲۹
بفر سایه خود همچو خورشید
۳۰
گهر می پرور اندر کان و می رو
۳۱
هم از خود می شنو علمی که می گفت
۳۲
خضر با موسی عمران و می رو
۳۳
مدان این راه (را) پایان و می پوی
۳۴
مجوی این درد را درمان و می رو
۳۵
جهان ای سیف فرغانی خرابست
۳۶
منه رخت اندرین ویران و می رو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.