زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۸۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای در سخن دهانت تنگ شکر گشاده
۲
لعلت بهر حدیثی گنج گهر گشاده
۳
ای ماه بنده تو هر لحظه خنده تو
۴
زآن لعل همچو آتش لؤلوی تر گشاده
۵
بهر بهای وصلت عشاق تنگ دل را
۶
دستی فراخ باید در بذل زر گشاده
۷
در طبعم آتش تو آب سخن فزوده
۸
وز خشمم انده تو خون جگر گشاده
۹
تن را بگرد کویت پای جواز بسته
۱۰
دلرا بسوی رویت راه نظر گشاده
۱۱
تا لشکر غم تو بشکست قلب ما را
۱۲
بر دل ولایت جان شد بیشتر گشاده
۱۳
چون زلف برگشایی زیبد گرت بگویم
۱۴
کبک نگار بسته طاوس پر گشاده
۱۵
شب در سماع دیدم آن زلف بسته تو
۱۶
چون چتر پادشاهان روز ظفر گشاده
۱۷
روی ترا نگویم مه زآنکه هست رویت
۱۸
گلزار نوشکفته فردوس در گشاده
۱۹
گر عاشق تو فردا اندر سفر نهد پا
۲۰
صد در ز خلد گردد اندر سفر گشاده
۲۱
تا از سماع نامت چون عاشقان برقصد
۲۲
از بند خاک گردد بیخ شجر گشاده
۲۳
از بار فرقت تو جان از تن و تن از جان
۲۴
بند تعلق خویش از یکدگر گشاده
۲۵
عشق چو آتش تو از طبع بنده هردم
۲۶
همچون عصای موسی آب از حجر گشاده
۲۷
زآن سیف می نیاید در کوی تو که دایم
۲۸
در هر قدم که ز کویت چاهیست سر گشاده

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.