زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۹۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای ازلب تو مجلس ما پر شکر شده
۲
عاشق بدیدن تو زخود بی خبر شده
۳
دریای عشق دردل ما موج می زند
۴
تااز تو گوش ما (چو) صدف پر گهر شده
۵
عاشق که جز تو دردل او نیست این زمان
۶
اندر ره تو آمده کز خود بدر شده
۷
درهر قدم اگرچه سری کرده زیر پای
۸
سرباز پس فگنده و او پیشتر شده
۹
چون گوش بهر طاعت تو جمله گشته سمع
۱۰
چون چشم سوی تو همه اعضا نظر شده
۱۱
درکوی تو که مجمع ارواح و انفس است
۱۲
زآفاق در گذشته و زافلاک برشده
۱۳
در مجلس تو سوختگان تو همچو شمع
۱۴
زنده بتیغ گشته و کشته بسر شده
۱۵
دلدادگان صورت جان پرور ترا
۱۶
ازبهر کشف حال معانی صور شده
۱۷
آبی کشیده شاخ زبیخ درخت خوش
۱۸
قسمی ازو شکوفه وقسمی ثمر شده
۱۹
تا گفته ای درآیمت ازدر بدین امید
۲۰
مارا بسان چشم همه خانه درشده
۲۱
مرسیف راکه دیده زغیر تو باد کور
۲۲
دل کار چشم کرده بصیرت بصرشده

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.