زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۹۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شکر لبی که مرا جان دهد بهر خنده
۲
دلم ربود بدان پسته شکر خنده
۳
رخش بگاه نظر گلشنیست در نوروز
۴
لبش بوقت سخن غنچه ییست در خنده
۵
اگرچه غنچه (لبی) ای نگار دایم باد
۶
دهانت چون گل اشکفته سر بسر خنده
۷
بروز هجر تو بر گریه خنده می آید
۸
مرا که بی تو بباید گریست بر خنده
۹
برای روز وصال وشب فراق تو بود
۱۰
مرا بعهد تو گر گریه بود وگر خنده
۱۱
چوآفتاب رخت دید ناگهان خورشید
۱۲
همی زند بلب صبح بر قمر خنده
۱۳
زما که مرده عشقیم خنده لایق نیست
۱۴
چو در عزای عزیزان ز نوحه گر خنده
۱۵
قضا کنیم بگریه اگر شود فاسد
۱۶
نماز عشق تو ما را بدین قدر خنده
۱۷
ز درد فرقت تو چشمم آنچنان تر نیست
۱۸
که بی تو بر لب خشکم کند گذر خنده
۱۹
تو خنده می زنی وعاشقان همی گریند
۲۰
زابر گریه عجب نبود از زهر خنده
۲۱
دهان پسته مثالت پر از شکر گردد
۲۲
چو اندرآن لب شیرین کند اثر خنده
۲۳
لبان تو ندهد جز بزر خشک دهان
۲۴
دهان تو نکند جز بلعل تر خنده
۲۵
گه وداع تو می گفت سیف فرغانی
۲۶
مرو که بی تو نیاید ز من دگر خنده

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.