زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۹۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای نکو رو مشو از اهل نظر پوشیده
۲
آشکارا شو ودر ما منگر پوشیده
۳
ای که در جلوه گه حسن تو چون طاوسی
۴
دیگران پای سیاهند بپر پوشیده
۵
سالها از پس هرپرده بچشمی کور است
۶
دل همی دید ترا ای زنظر پوشیده
۷
سکه داران ملاحت همه اندر بازار
۸
آشکارند چو سیم وتو چو زر پوشیده
۹
بیتکی گفته ام و لایق اوصاف تو نیست
۱۰
کندر آن لحظه مرا بودبصر پوشیده
۱۱
ای زتو نطق دهانی بسخن کرده عیان
۱۲
وی زتو لطف میانی بکمر پوشیده
۱۳
با چنین نقش که ماراست زتو بردیوار
۱۴
از پس پرده نمانیم چودر پوشیده
۱۵
حال فرهادکه همکاسه بود خسرو را
۱۶
نیست چون قصه شیرین و شکر پوشیده
۱۷
جای آنستکه تا روز ظفر بر وصلت
۱۸
هرشبی ناله کنم تا بسحر پوشیده
۱۹
آتشم تیز مکن ورنه دهانم بگشا
۲۰
چند چون دیک کنم ناله سرپوشیده
۲۱
سیف فرغانی اگر عشق نهان می ورزید
۲۲
صدفی بود که می داشت گهر پوشیده

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.