زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۹۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای بنور رخ تو روی قمر پوشیده
۲
بضیای تو شده چهره خور پوشیده
۳
دوست درباطن معنی طلبان چون جانست
۴
باثر ظاهروپیدا زنظر پوشیده
۵
اینت اعجوبه که در پیش دوکس بر یک چشم
۶
منکشف باشد و بر چشم دگر پوشیده
۷
عشق عنقاست وما بچه آن عنقاییم
۸
ازپی نام ونشان رنگ بشر پوشیده
۹
آن هما سایه چو می دید که ما می بالیم
۱۰
بچه خویش همی داشت بپر پوشیده
۱۱
چون بدانست که ما لایق پرواز شدیم
۱۲
گفت ما بچه نداریم دگر پوشیده
۱۳
اندرین راه روان کرد نخست آدم را
۱۴
ژنده فقر بدو داده ودر پوشیده
۱۵
پس بصد ناله وزاری سوی آن کوی آمد
۱۶
آدم از علم وعمل زی سفر پوشیده
۱۷
حامل بار محبت شد وآگاه نبود
۱۸
زآنک در زیر رمادست شرر پوشیده
۱۹
آشکارا نتوان کرد قضایی که براند
۲۰
در میان عشق توچون سر قدر پوشیده
۲۱
سیف فرغانی خواهد که کند بر دل او
۲۲
عشق تو همچو شب قدر گذر پوشیده

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.