شمارهٔ ۵۰۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای عشق تو داده روح را می
۲
مستان تو از تو دور تا کی
۳
عشق تو شعار ماست در دین
۴
روی تو بهار ماست در دی
۵
خورشید رخی و یک جهان خلق
۶
چون سایه ترا فتاده در پی
۷
وز عکس رخ چو لاله ریزان
۸
چون آب بقم ز عارضت خوی
۹
اندر لب لعل تو حلاوت
۱۰
آمیخته همچو شهد بامی
۱۱
جز عشق تو هرچه هست لاخیر
۱۲
جز وصل تو هرچه هست لاشی
۱۳
وصف تو ز طبع من عجب نیست
۱۴
چون در ز صدف چو شکر از نی
۱۵
هرکو نه بعشق زنده شد سیف
۱۶
ای زنده بدو و مرده بی وی
۱۷
گر خود پدر قبیله باشد
۱۸
رو نسبت خود ببر از آن حی
