زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۵۰۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا بعقل ورای خود در راه تو ننهیم پای
۲
طفل بی تدبیر باشد در ره تو عقل و رای
۳
عاشق ثابت قدم را بر سر کوی تو هست
۴
ملک شاهان زیر دست وچرخ گردان زیر پای
۵
عاشق روی ترا دنیا نگر داند بخود
۶
همچو مغناطیس آهن جذب نکند کهربای
۷
عاشق رویت که در دنیا نیابد نان درست
۸
از دل اشکسته داردلشکر عالم گشا
۹
مقبلی را کز جهان بر عشق تو اقبال کرد
۱۰
هست دولت داعی وبخت و سعادت رهنمای
۱۱
پرتو او جمله را در خور بود چون آفتاب
۱۲
سایه او بر همه میمون بود همچون همای
۱۳
حاصل عالم چه باشد؟عاشقان روی تو
۱۴
میوه باشد معنی اشکوفه صورت نمای
۱۵
شوق چون غالب شود عاشق برون آید زخود
۱۶
زلزله چون سخت باشد کوه درگردد زجای
۱۷
بهر بار عشق ار از گاوزمین اشتر کنی
۱۸
بر سر گردون نهی اشتر بنالد چون درای
۱۹
شعر ما را نظم بخشد عشق تو مانند در
۲۰
باد را آواز سازد مطرب ما همچو نای
۲۱
سیف فرغانی اگر حاجت خوهی از غیر دوست
۲۲
آنچنان باشد که حاجت از گدا خواهد گدای

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.