زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۵۲۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای زآفتاب رویت مه برده شرمساری
۲
پیداست بر رخ تو آثار بختیاری
۳
اندر بیان نگنجد واندر زبان نیاید
۴
از عشق آنچه دارم و از حسن آنچه داری
۵
ای نوش داروی جان اندر لبت نهفته
۶
بامر همی چنینم چون خسته می گذاری
۷
افغان و زاری من از حد گذشت بی تو
۸
گر چه بکرد بلبل بی گل فغان و زاری
۹
امیدوار وصلم از خود مبر امیدم
۱۰
صعبست نا امیدی بعداز امیدواری
۱۱
چون خاک اگر عزیزی بنشست بر در تو
۱۲
هر جا که رفت از آن پس چون زر ندید خواری
۱۳
من با چنین ارادت در تو رسم بشرطی
۱۴
کز بنده سعی باشد وز همت تو یاری
۱۵
شیرین از آنی ای جان کز تلخی غم خود
۱۶
فرهادوار هر دم سوزی ز من بر آری
۱۷
ای خوبتر ز لیلی هرگز مده چو مجنون
۱۸
دیوانه دلم را زین بند رستگاری
۱۹
گل را نمی توانم کردن بدوست نسبت
۲۰
ای گل بپیش جانان در پیش گل چو خاری
۲۱
هر جا که سیف باشد بستان اوست رویش
۲۲
چونست حال بوستان ای باد نوبهاری

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.