زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۵۵۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای چون تو نبوده گل در هیچ گلستانی
۲
آن کار چه کارست آن کو تازه کند جانی
۳
گرچه نتوان گفتن می خوردن و خوش خفتن
۴
در زیر درخت گل با چون تو گلستانی
۵
کآنجا ز هوا نبود در طبع تقاضایی
۶
وآنجا ز حیا نبود بر بوسه نگهبانی
۷
عاشق ز لب جانان خمری چو عسل نوشد
۸
زاهد بترش رویی با سرکه خورد نانی
۹
یک روز مرا گفتی کامت بدهم یک شب
۱۰
سیراب کجا گردد این تشنه ببارانی
۱۱
صاحب هوسان هریک نسبت بکسی دارند
۱۲
چون من مگسی دارد چون تو شکرستانی
۱۳
در خانه نشین ورنی بر روی فگن برقع
۱۴
کآشفته شود ناگه شهر از چو تو سلطانی
۱۵
با دشمن بذ گویم شد دوست رقیب تو
۱۶
بهر تو روا دارم زاغی بزمستانی
۱۷
گر سیف سرخو را اندر قدمت مالد
۱۸
پای ملخی بخشد موری بسلیمانی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.