زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۵۷۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تو قبله دل وجانی چو روی بنمایی
۲
بطوع سجده کنندت بتان یغمایی
۳
تو آفتابی واین هست حجتی روشن
۴
که درتو خیره شود دیده تماشایی
۵
بوصف حسن تو لایق نباشد ار گویم
۶
بنفشه زلفی وگل روی وسرو بالایی
۷
ز روی پرده برانداز تا جهانی را
۸
بهار وار بگل سربسر بیارایی
۹
چگونه باتو دگر عشق من کمی گیرد
۱۰
که لحظه لحظه تو در حسن می بیفزایی
۱۱
بدست عشق درافگند همچو مرغ بدام
۱۲
کمند عشق تو هر جا دلیست سودایی
۱۳
برآستان تو هستند عاشقان چندان
۱۴
که پای بر سر خود می نهم زبی جایی
۱۵
بلطف بر سر وقت من آ که در طلبت
۱۶
زپا درآمدم وتو بدست می نایی
۱۷
بهجر دور نیم ازتو زآنکه هر نفسم
۱۸
چو فکر در دل ودر دیده ای چو بینایی
۱۹
اگر چه ملک نخواهد شریک، نتوانم
۲۰
که روز وشب غم تو من خورم بتنهایی
۲۱
در آمدن زدر دوست سیف فرغانی
۲۲
میسرت نشود تا زخود برون نایی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.