زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۵۷۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عشق تو دردست و درمانش تویی
۲
هست عاشق صورت و جانش تویی
۳
آنچه در درمان نیابد دردمند
۴
هست در دردی که درمانش تویی
۵
سالک راه تو زاول واصلست
۶
کین ره از سر تا بپایانش تویی
۷
عاشقت کی گنجد اندر پیرهن
۸
چون ز دامن تا گریبانش تویی
۹
ما و تو این هر دو یک معنی بود
۱۰
کآشکارش ما و پنهانش تویی
۱۱
عاشق روی ترا در دین عشق
۱۲
غیر تو کفرست و ایمانش تویی
۱۳
دل بتو زنده است همچو تن بجان
۱۴
این خضر را آب حیوانش تویی
۱۵
خوشه خوشه کشت هستی جوبجو
۱۶
زرع بی آبست و بارانش تویی
۱۷
این غزل شطح است و قوالش منم
۱۸
وین سخن حق است (و) برهانش تویی
۱۹
منطق الطیر سخنهای مرا
۲۰
کس نمی داند سلیمانش تویی
۲۱
سیف فرغانی از آن بر نقد شعر
۲۲
سکه زین سان زد که سلطانش تویی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.