زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۵۸۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گرخوش کند لب تو دهانم ببوسه یی
۲
خرم شود زلعل تو جانم ببوسه یی
۳
خواهم زجور تو گله کردن بپادشاه
۴
گر عاقلی بگیر دهانم ببوسه یی
۵
درحسرت کنار تو جانم بلب رسید
۶
زین ورطه لطف کن برهانم ببوسه یی
۷
ای جان مکن گرانی ویکبار بر لب آی
۸
باشد که من ترا برسانم ببوسه یی
۹
گفتم که جان من بستان بوسه یی بده
۱۰
گفتی هزار جان نستانم ببوسه یی
۱۱
گرآن لب و دهان که تو داری مرا بود
۱۲
ملک دو کون را بستانم ببوسه یی
۱۳
دیدی که من زبان شکایت خوهم گشاد
۱۴
کردی فسون و بست زبانم ببوسه یی
۱۵
زنده کنند مرده بآب دهان من
۱۶
گربا تو کام خویش برانم ببوسه یی
۱۷
یکبار دیگرم بکنار و لبت رسان
۱۸
ای برده حاصل دو جهانم ببوسه یی
۱۹
گویی لب من ازشکر و قند خوشترست
۲۰
من لذت لب تو چه دانم ببوسه یی
۲۱
درکار عشق جان و دلی داشتم چوسیف
۲۲
اینم بعشوه یی شد وآنم ببوسه یی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.