زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۱۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
اندرین دوران مجو راحت که کس آسوده نیست
۲
طبع شادی جوی از غم یکنفس آسوده نیست
۳
در زمان ناکسان آسوده هم ناکس بود
۴
ناکسی نتوان شدن گر چند کس آسوده نیست
۵
هرچه در دنیا وجودی دارد ار خود ذره است
۶
از خلاف ضد خود او نیز بس آسوده نیست
۷
گرچه خاکش در پناه خویشتن گیرد چو آب
۸
زآتش ار ایمن بود از باد خس آسوده نیست
۹
اندرین دوران که خلقی پای مال محنت اند
۱۰
گر کسی دارد بنعمت دست رس آسوده نیست
۱۱
آدمی تلخ عیش از ظالمان ترش روی
۱۲
همچو شیرینی زابرام مگس آسوده نیست
۱۳
گرچه در زیر اسب دارد چون کسی بالای اوست
۱۴
چون خران بارکش زین بر فرس آسوده نیست
۱۵
از برای آنکه مردم اندرو شر می کنند
۱۶
شب ز بیم روز چون دزدان عسس آسوده نیست
۱۷
مرغ کورا جای اندر باغ باشد چون درخت
۱۸
گر بگیری ور بداری در قفس آسوده نیست
۱۹
از پی تحصیل آسایش مبر بسیار رنج
۲۰
هر که او دارد بآسایش هوس آسوده نیست
۲۱
سیف فرغانی برنجست از فراق دوستان
۲۲
بی جمال مصطفی روح انس آسوده نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.