زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۱۲۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای تن آرامی که خون جان بگردن می بری
۲
راحت جان ترک کرده زحمت تن می بری
۳
تن پرستی ترک کن چون عشق کردی اختیار
۴
رو بکار دوست داری بار دشمن می بری
۵
با یزید انبازی اندر خون شاهی چون حسین
۶
چون تو در حرب از برای شمر جوشن می بری
۷
رنج بردن در طریق عاشقی بیهوده نیست
۸
در نکویان بدگمانی گر چنین ظن می بری
۹
گر ز عشقت محنت آید صبر کن کز وصل دوست
۱۰
راحتی بینی اگر رنجی درین فن می بری
۱۱
هم عصایی هم صفورایی بدست آرد کلیم
۱۲
ور بچوپانی ز مصرش سوی مدین می بری
۱۳
گر چو خسرو چند روز از دست داذی ملک پارس
۱۴
همچو شیرین شکرستانی زار من می بری
۱۵
نیستی شاکر که خشنودی شیرین حاصلست
۱۶
رنج اگر در سنگ چون فرهاد که کن می بری
۱۷
همچو رستم سهل گردد راه توران بر دلت
۱۸
چون سوی ایران سپهداری چو بیژن می بری
۱۹
به ز بیداری بود جای دگر سگ را و گر
۲۰
بر در اصحاب کهفش بهر خفتن می بری
۲۱
دوست چون گل جلوه رخسار خود کرده است و تو
۲۲
همچو بلبل روزگار خود بگفتن می بری
۲۳
گر بقو الان آن حضرت فرستی شعر خود
۲۴
نزد آواز جلاجل بانگ هاون می بری
۲۵
شعر خود نزدیک او آگه نه ای ای زنده دل
۲۶
کز چراغ مرده پیش شمع روغن می بری
۲۷
سیف فرغانی ازین کشت ار نچیدی خوشه یی
۲۸
شکر کن چون دانه یی زاطراف خرمن می بری

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.