Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مسعود سعد سلمان · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۸ - در ستایش مردانگی و جنگجویی

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا توانی مکش ز مردی دست
۲
که به سستی کسی ز مرگ نجست
۳
ماهی ار شست نگسلد در آب
۴
بسته او را به خشکی آرد شست
۵
هر که او را بلند مردی کرد
۶
تا به روز اجل نگردد پست
۷
روی ننمود خوب در مجلس
۸
تا ندیدند در مصافش شکست
۹
هر که با جان نایستاد به رزم
۱۰
دان که در پیشگه به حق ننشست
۱۱
سر فرازد چو نیزه هر مردی
۱۲
که میان جنگ را چو نیزه ببست
۱۳
ای بسا رزمگاه چون دوزخ
۱۴
که قضا اندر او درست نرست
۱۵
دل مردان ز ترس چون دل طفل
۱۶
سر گردان ز حمله چون سرمست
۱۷
چرخ گردان ز گرد کان چو شبه
۱۸
تیغ بران ز خون چو شاخ کبست
۱۹
نیزه چون حمله خواستم بردن
۲۰
گشت پیچان مرا چو مار به دست
۲۱
گفتم این شاخ مرگ راست گرای
۲۲
که بسی دل به خواهم خست
۲۳
کنی ار احتراز وقتش نیست
۲۴
ور کنی اضطراب جایش هست
۲۵
یا بجنبی همی ز شادی خون
۲۶
یا بلرزی همی ز بیم شکست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.