ابن حسام خوسفی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شرر آتش هجران تو در سینه ماست
۲
پرتو عکس خیال تو در آیینه ماست
۳
همدمی نیست که لا او نفسی بنشینم
۴
جز غم عشق تو کان مونس دیرینه ماست
۵
داد خود عاقبت کار ز ما بستاند
۶
روزگار ستم اندیش که در کینه ماست
۷
هر کسی ابن حسام از پی گنجی رنجی
۸
برد نقد سخن ماست که گنجینه ماست
۹
کرسی ما نسزد چرخ که هنگام سخن
۱۰
ز بر ذروه او پایه زیرینه ماست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.