غزل شمارهٔ ۳۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
قد چو سرو تو بر جویبار دیده ماست
۲
غبار راه تو بر رهگذار دیده ماست
۳
به آرزوی لبت خون گرفت خانه چشم
۴
خیال لعل تو گلشن نگار دیده ماست
۵
چو نرگسی که دمد بر کنار چشمه آب
۶
سواد چشم تو در چشمه سار دیده ماست
۷
بلا کشید دل ودیده اختیار تو کرد
۸
بلای دل همه از اختیار دیده ماست
۹
به سرو و لاله چه خوانی مرا ز باغ رخت
۱۰
قد تو سرو و رخت لاله زار دیده ماست
۱۱
بکشت چشم تو ابن حسام را گفتم
۱۲
به غمزه گفت که این کار کار دیده ماست