ابن حسام خوسفی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بشکفت برچمن گل عذرا عذار سرخ
۲
وز جرم لاله شد کمر کوهسار سرخ
۳
همچون خط توشد طرف جویبار سبز
۴
وزلاله صحن باغ چو رخسار یار سرخ
۵
مطرب بساز پرده ی عشاق درحجاز
۶
ساقی تو نیز عذر میاو و می آر سرخ
۷
گردون نگر که دامن این هفت خوان کند
۸
هرشب به خون دیده ی اسفندیار سرخ
۹
عطف هلالی فلکی بین که کرده اند
۱۰
ازخون خسروان فلک اقتدار سرخ
۱۱
تاخون نکرد درجگر غنچه ی روزگار
۱۲
گلگونه ی چمن نشد از روزگار سرخ
۱۳
بررهگذار دیده زخون بسته ام دوجوی
۱۴
ای بس که کرده ام رخ ازین رهگذار سرخ
۱۵
ازحسرت لب تو کند دیده دم به دم
۱۶
رخسار زردمن چون گل نوبهار سرخ
۱۷
کام از لبت که وعده ی ابن حسام بود
۱۸
چشمش نگر که چون شد از این انتظار سرخ

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.