غزل شمارهٔ ۶۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مرا هوای تو هرگز زسر به در نرود
۲
خیال چشم سیاه تو از نظر نرود
۳
سرم به پای مزن گر بر آستانه ی تست
۴
که گر سرم برود عشق تو ز سرنرود
۵
به باغ اگر دگران میل و جانبی دارند
۶
مرا زکوی تو دل جانب دگر نرود
۷
سزد که با خط مشکین و قدوخدّ ولبت
۸
حدیث سنبل و سروگل و شکر نرود
۹
مرا زدرد تو تا از جگر نشان باشد
۱۰
نشان داغ تو از گوه ی جگر نرود
۱۱
شرار سینه نماند اثر زهستی من
۱۲
گرآب دیده ز دنباله بر اثر نرود
۱۳
ز ناله ی سحری لب مبند ابن حسام
۱۴
که کار بی مدد ناله ی سحر نرود