غزل شمارهٔ ۹۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بیا به میکده بفروش خرقه ی ناموس
۲
ریا و شمعه رها کن به زاهد سالوس
۳
حریف مصطبه و ساغرم به بانگ بلند
۴
به زیر پرده از این پس دگر نگویم کوس
۵
فلک به دست ستم بین که زیر پای بکوفت
۶
سر سریر فریدون و افسر کاووس
۷
طبیب شهر علاج دام نمی داند
۸
کزین معالجه دورست فهم جالینوس
۹
نهال قد تو بر سرو می نماید ناز
۱۰
گل عذار تو بر لاله می کند افسوس
۱۱
به هر زمین که غباری ز موکبت برسد
۱۲
دهم به وجه ارادت بر آن زمین صد بوس
۱۳
کمال نظم تو ابن حسام تا چه کند
۱۴
که پای بند غروری تو نیز چون طاووس