غزل شمارهٔ ۹۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دوش از فراغ روی تو با روی سندروس
۲
نالیده ام چو نای وفغان کرده ام چو کوس
۳
گفتی به وعده دوش که کام از لبت دهم
۴
افسوس ازین سخن که لبت می کند فسوس
۵
آنرا که پای بوس میسّر نمی شود
۶
خود دست کی دهد که کند با تو دست بوس
۷
آیینه پیش دار و در ابروی خود نگر
۸
بر عاج بین کشیده کمانی ز آبنوس
۹
می ده که دیر و زود عظام رمیم من
۱۰
دستاس سالخورده ی گردون کند سبوس
۱۱
سرخ از چه شد کرانه ی این طشت نقره کوب
۱۲
خون سیاوش است درو یا سرشک طوس
۱۳
ابن حسام دل چه نهی در فریب دهر
۱۴
پرهیز کن ز عشوه ی دامادکش عروس