غزل شمارهٔ ۱۰۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ساقی بیار لعل مذاب رحیق خاص
۲
باشد که یابم از غم دل یک زمان خلاص
۳
ما را به آب چشمه ی حیوان چه حاجتست
۴
لعل لب تو چشمه ی نوش است در خواص
۵
آنجا که قید زلف تو دام بلا نهد
۶
لَیسَ المَفَرُّ منتفعاً مِنه و المَناص
۷
قلب مرا رواج به اکسیر مهر توست
۸
کز کیمیای آن زر خالص شود رصاص
۹
ما را بکش به غمزه که مفتی درس عشق
۱۰
بر خون عاشقان ندهد فتوی قصاص
۱۱
ابن حسام طبع تو پرسیم کرد نیست
۱۲
مَلاَّت فَاهشک لولایِیَ الخَصاص