غزل شمارهٔ ۱۱۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
به وقت گل چو به کف برنهی شراب رحیق
۲
بنوش جام مروّق به یاد لعل رفیق
۳
بیار ساقی گلرخ می خمار شکن
۴
به بوی مشک و صفای گلاب و رنگ عقیق
۵
صفای دل می صافیست بار ها گفتم
۶
ولی چه سود که صوفی نمی کند تصدیق
۷
مجاز،قنطره ی راه اهل تحقیق است
۸
هزار بار من این نکته کرده ام تحقیق
۹
چو یاد لعل تو در خاطرم خطور کند
۱۰
به نکته خون بچکاند دلم به فکر دقیق
۱۱
اسیر چاه زنخدان تست یوسف دل
۱۲
مگر که زلف تواش برکند ز چاه عمیق
۱۳
به یاد چشم تو چندان گریست ابن حسام
۱۴
که گشت مردم چشمش در آب دیده غریق