غزل شمارهٔ ۱۳۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
زلف آشفته همی تابی و من می تابم
۲
آتش چهره میفروز که من در تابم
۳
شب خیال تو به بالین من آمد گفتم
۴
آه کامد به سرم عمر و من اندر خوابم
۵
ما درین بحر به کشتی تو یابیم نجات
۶
کششی کن که به ساحل کشی از گردابم
۷
آن چنان تشنه ی لعل لب سیراب توام
۸
کاب حیوان نتواند که کند سیرابم
۹
طاق ابروی تو پیوسته مرا در نظرست
۱۰
زان جهت سجده کنان معتکف محرابم
۱۱
به چه باب از در محبوب بگردانم روی
۱۲
روی فتحی ننمودند ز دیگر بابم
۱۳
چنبر زلف تو شد سلسله ی ابن حسام
۱۴
هر طرف می کشد آشفته بدان قلابم