غزل شمارهٔ ۱۶۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شبی به پیش تو خواهم نشست روی بروی
۲
تطاول سر زلفت بگفت موی به موی
۳
به بوی زلف تو آشفته حال می گردم
۴
بسان باد صبا در ره تو کوی به کوی
۵
بسوی صومعه گاهی ، گهی بسوی کنشت
۶
همی روم به طلب در پی تو سوی به سوی
۷
نشان سرو تو از جویبار می جویم
۸
چو آب از این سببم سر نهاده جوی به جوی
۹
ز گفت و گوی عواقب مگوی ابن حسام
۱۰
بیاد غبغب جانان سخن ز گوی بگوی
۱۱
شدن به جانب چین بهر مشک عین خطاست
۱۲
بجای مشک تو ان زلف موشک بوی به بوی