رشیدالدین وطواط · مقطعات

شمارهٔ ۷۳ - در حق صابر بن اسمعیل ترمذی

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای صابر ، ای سپهر سخن ، ای جهان فضل
۲
ای کعبهٔ افاضل ایام کوی تو
۳
ای برده نور چشم معنی ز لفظ تو
۴
وی خورده آب باغ معالی ز جوی تو
۵
تا گوی نظم و نثر بمیدان فگنده ای
۶
چوگان هیچ کس نربودست گوی تو
۷
هفت اختر و دوازده برج و چهار طبع
۸
در جاه کمترند ز یک تار موی تو
۹
مهر تو جویم از دل و جان و مباد شاد
۱۰
آن کس ، که نیست از دل و جان مهر جوی تو
۱۱
جانم ز هجر روی تو در اندهست و بس
۱۲
ای صد هزار شادی و راحت بروی تو
۱۳
تو یوسفی بعزت و یعقوب وار هست
۱۴
ما را همه سکون و تسلی ببوی تو
۱۵
تشریف تو رسید و بهر حالتی مرا
۱۶
تشریف داده ای ز خود ، اینست خوی تو
۱۷
من مدح گوی تو شدم و زین مرا چه فخر؟
۱۸
کامروز عالمیست همه مدح گوی تو
۱۹
این خدمتیست مختصر ، آنرا بپیش ازین
۲۰
شد خدمتی نبشته با طناب سوی تو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.