جامی · هفت اورنگ

بخش ۳۳ - ملاقات پیر کار دیده با جوان نورسیده

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شد جوانی ز سالکان طریق
۲
با یکی پیرکار دیده رفیق
۳
پیر چون آفتاب پرمایه
۴
وان جوان از قفاش چون سایه
۵
می بریدند ره که ناگاهی
۶
گشت پیدا پر آب و گل راهی
۷
پیر مستانه می نهاد قدم
۸
آن جوان از پی ایستاده دژم
۹
کش مبادا شود در آن ما بین
۱۰
از گل آلوده جامه یا نعلین
۱۱
پیر چون آن بدید گفتا هی
۱۲
خر نیی بیم آب و گل تا کی
۱۳
چند داری نگاه جامه ز گل
۱۴
دل نگه دار ای مغفل دل
۱۵
از گل و آب جامه بتوان شست
۱۶
که شود پاکتر ز بار نخست
۱۷
لیک چون دل به غفلت آلاید
۱۸
خونت از دیدگانت بپالاید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.