جامی · هفت اورنگ

بخش ۴۵ - بیان فرمودن پاشاه که مقصود از این امر اتیان بفعل مأمور به بود بلکه غرض آن بود که آنچه در سرشت شماست از انقیاد و عناد ظاهر شود

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چون گذشت از حد آن جحود و عناد
۲
شاه گفتا خدات صبر دهاد
۳
چند ازین گفت و گوی بیهوده
۴
که زبان زان مباد آلوده
۵
امر من بهر آزمون شماست
۶
نه مرا آرزوی خون شماست
۷
خواستم تا درین فضای وجود
۸
سر معلوم من شود مشهود
۹
آنچه دانسته ام چه زین و چه شین
۱۰
از شما بینمش به رأی العین
۱۱
هر چه در هر کدام مکتوم است
۱۲
پیش من لایزال معلوم است
۱۳
تا ز قوت همه به فعل آید
۱۴
زان سبب امر و نهی می باید
۱۵
کی بود امر مقتضی موجود
۱۶
فعل ها را درین نشیمن بود
۱۷
عبد مأمور ازان کند بی مر
۱۸
ترک اتیان بما به یؤمر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.