Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
جامی · هفت اورنگ

بخش ۹۵ - حکایت عاشق و معشوقی که شب در خلوتی نشسته بودند و در بر همه اغیار بسته ناگاه غلام آن عاشق که باریک نام داشت حلقه بر در زد عاشق گفت کیست گفت منم غلام تو باریک عاشق گفت باز گرد که اگر در باریکی مویی شده ای امشب تو را درین خلوت گنجایی نیست

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مبتلایی به عشق بدخویی
۲
داشت باریک نام هندویی
۳
بعد عمری شبی ز بخت بلند
۴
آمد آن صید وحشی اش به کمند
۵
بود با او به هم خوش و خندان
۶
کامد آواز حلقه بر سندان
۷
کیست گفتار درین شب تاریک
۸
گفت کمتر غلام تو باریک
۹
گفت روز کز کمال نزدیکی
۱۰
گر چه مویی شوی ز باریکی
۱۱
نیست امکان آنکه ره یابی
۱۲
زین در آن به که روی برتابی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.