Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
جامی · هفت اورنگ

بخش ۱۰۷ - اشارت به آنکه عزلت بر دو قسم است عزلت مریدان و هی بالاجسام عن مخالطة الاغیار و عزلت محققان و هی بالقلوب عن ملاحظة الاکوان

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عزلت سالکان بود به جسد
۲
عزلت عارفان به هوش و خرد
۳
آن بود عزلت جسد که مدام
۴
بگسلی از همه چه خاص و چه عام
۵
در بر اهل زمانه در بندی
۶
جا بجز کنج خانه نپسندی
۷
پا نفرسایی از خروج و دخول
۸
لب نیالایی از کلام فضول
۹
به مقالات خلق دم نزنی
۱۰
به ملاقاتشان قدم نزنی
۱۱
خسرشان عین سود انگاری
۱۲
بخلشان محض جود پنداری
۱۳
پیش ازان کت برد اجل ز همه
۱۴
ببری رشته امل ز همه
۱۵
عزلت هوش آنکه غیر خدای
۱۶
در حریم دلت نیابد جای
۱۷
واکنی اندک اندک اندیشه
۱۸
از همه تا شوی یک اندیشه
۱۹
چون یک اندیشگیت پیشه شود
۲۰
دولت گه گهت همیشه شود
۲۱
هر چه بند تو بندگی گردد
۲۲
بندگی جمله زندگی گردد
۲۳
بی نشان بنده ای شوی احدی
۲۴
جان فشان زنده ای شوی ابدی
۲۵
بی نشانی و جانفشانی تو
۲۶
گردد اسباب زندگانی تو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.