Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
جامی · هفت اورنگ

بخش ۴۰ - قصه آن گلخنی که در مشاهده جمال شاهزاده آتش در ژنده اش گرفت و از ژنده به تنش رسید و وی از همه بی خبر بود

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از رخ شاهزاده گلخنیی
۲
یافت در دل ز مهر روشنیی
۳
شد چو از ره سواره بگذشتی
۴
گلخنی در نظاره گم گشتی
۵
چو در آمد ز درد عشق ز پای
۶
ساخت در تنگنای گلخن جای
۷
چند گه شاهزاده ره پیمود
۸
گلخنی در نظاره گه ننمود
۹
به لطافت بهانه ای بر ساخت
۱۰
مرکب خود به سوی گلخن تاخت
۱۱
گلخنی چون لقای شاه بدید
۱۲
نقد هستی به پای شاه کشید
۱۳
چشم و دل بر جمال جانان دوخت
۱۴
ژنده اش ز آتشی که بود افروخت
۱۵
شعله از ژنده در تنش آویخت
۱۶
او ز دیدار شه نظر بگسیخت
۱۷
داشت حیران به روی دوست نظر
۱۸
نه ز تن نی ز ژنده داشت خبر
۱۹
شه ز رحمت به سوی او چو شتافت
۲۰
غیر خاکسترش به جای نیافت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.