مطایبه (طبیب و بیطار)
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
عمری از جور چرخ مینا رنگ
۲
رنجه بودم، ز رنج بیماری
۳
یافت آئینه وجودم زنگ
۴
از جفای سپهر زنگاری
۵
تار شد دیدگان روشن بین
۶
زرد شد، چهرگان گلناری
۷
همچو موشی نحیف گشت و نزار
۸
تن فربه چو گاو پرواری
۹
آزمودم همه طبیبان را
۱۰
در شفاخانه های بهداری
۱۱
کار آن جمله و طبابتشان
۱۲
کار بوزینه بود و نجاری
۱۳
نه حکیمی، خبر ز حکمت داشت
۱۴
نه پرستاری، از پرستاری
۱۵
پیش بیطار رفتم آخر کار
۱۶
چاره ای خواستم ز ناچاری
۱۷
و آن شفابخش دام و دد، بگرفت
۱۸
دستم و رستم از گرفتاری
۱۹
بی تأمل علاج دردم کرد
۲۰
تن ز غم رست و من ز غمخواری
۲۱
طرفه بین، کز طبیبم آن نرسید
۲۲
که ز دانای فن بیطاری
۲۳
یا من از خیل چارپایانم
۲۴
یا طبیبان از هنر عاری