رهی معیری · چند قطعه

فتنه آذربایجان

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
فغان که آتش کین آشیان ما را سوخت
۲
به غیر ناله نخیزد نوایی از دهنی
۳
گسست رشته پیوند، یار دشمن خوی
۴
شکست حقه الفت، حریف حق شکنی
۵
جفای زاغ و زغن بین که از سیاه دلی
۶
به بلبلان نگذارند گوشه چمنی
۷
به تیره بختی ما شمع انجمن سوزد
۸
به هرکجا که حریفان کنند انجمنی
۹
بنای خانه بیداد واژگون گردد
۱۰
به دست تیر زنی یا به آه پیرزنی
۱۱
کسی که بد به وطن گفت بی وطن بادا
۱۲
که بر وطن نزند طعنه غیر بی وطنی
۱۳
اگر میانه و تبریز و اردبیل افتاد
۱۴
به دست غیر، چو گنجی به دست راهزنی
۱۵
به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند
۱۶
«چنین عزیز نگینی، به دست اهرمنی »

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.