جانانه دشتی
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مستیم و خرابیم ز پیمانه دشتی
۲
ای بی خبر از باده مستانه دشتی
۳
چون زمزمه رود و چو آوای شب آهنگ
۴
افسونگر دل ها بود افسانه دشتی
۵
زان باده صافی که دهد مستی جاوید
۶
لبریز چو میخانه بود خامه دشتی
۷
او فتنه زیبائی و دیوانه عشق است
۸
صاحب نظران فتنه و دیوانه دشتی
۹
جانانه او نیست به جز خواجه شیراز
۱۰
ای جان جهان برخی جانانه دشتی
۱۱
از باده بود مستی رندان و رهی را
۱۲
سرمست کند گفته رندانه دشتی