هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سر نمی تابم ز شمشیر حبیب
۲
هر چه آید بر سر من، یا نصیب!
۳
دل بدرد آمد من بیچاره را
۴
چاره درد دلم کن، ای طبیب
۵
ای که گویی: چونی و حال تو چیست؟
۶
من غریب و حال من باشد غریب
۷
تا رقیبت هست ما را قدر نیست
۸
نیست گردد، یارب! از پیشت رقیب
۹
زار می نالد هلالی، بی رخت
۱۰
آن چنان کز حسرت گل عندلیب

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.