غزل شمارهٔ ۷۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
من با تو یکدلم، سخن و قول من یکیست
۲
اینست قول من که شنیدی، سخن یکیست
۳
بگداختم، چنانکه اگر سر برم بجیب
۴
کس پی نمی برد که: درین پیرهن یکیست
۵
خواهم بصد هزار زبان وصف او کنم
۶
لیکن مقصرم، که زبان در دهن یکیست
۷
ماه مرا بزهره جبینان چه نسبتست؟
۸
ایشان چو انجمند و مه انجمن یکیست
۹
صد بار از تو شوکت خوبان شکست یافت
۱۰
خسرو هزار خسرو لشکر شکن یکیست
۱۱
بر خاستست نقش دویی از میان ما
۱۲
ما از کمال عشق دو جانیم و تن یکیست
۱۳
در درگهت رقیب و هلالی برابرند
۱۴
طوطی درین دیار چرا با زغن یکیست؟