Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
افروخت رنگت از می و دلها کباب شد
۲
روی تو ماه بود، کنون آفتاب شد
۳
گفتم: بدور عشق تو سازم سرای عیش
۴
غم خانه ای، که داشتم، آن هم خراب شد
۵
این آه گرم بی سببی نیست دم بدم
۶
یا سینه سوخت، یا دل سوزان کباب شد
۷
ناصح زبان گشاد که: تسکین دهد مرا
۸
نام تو برد و موجب صد اضطراب شد
۹
خوناب دیده این همه دانی که از کجاست؟
۱۰
خونی که بود، در دل غمدیده، آب شد
۱۱
هر جا که هست روی تو، در پیش چشم ماست
۱۲
کس در میان ما نتواند حجاب شد
۱۳
فارغ نشسته بود هلالی بکوی زهد
۱۴
ناگه لب تو دید و خراب شراب شد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.