غزل شمارهٔ ۱۲۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نیست عرق، که در رهت از حرکات می چکد
۲
هر قدمی، که می نهی، آب حیات می چکد
۳
چند بهر سیه دلی باده ناب می کشی؟
۴
حیف! که آب زندگی در ظلمات می چکد
۵
بس که لب تو چاشنی ریخته در مذاق جان
۶
گریه تلخ گر کنم آب نبات می چکد
۷
اشک هلالی از مژه، گرد حریم آن حرم
۸
همچو سرشک عارفان، در عرفات می چکد