غزل شمارهٔ ۱۴۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دی براهم دیدن و آنگاه نادیدن چه بود؟
۲
روی گردانیدن و از راه گردیدن چه بود؟
۳
گر نه در دل داشتی کز رشک گریم زار زار
۴
پیش من رخ در رخ اغیار خندیدن چه بود؟
۵
خواستی کز ساغر حسرت خورم خون جگر
۶
ور نه در بزم رقیبان جرعه نوشیدن چه بود؟
۷
من نمی دانم که این خشم ترا تقریب چیست؟
۸
خود بگو آخر که: بی تقریب رنجیدن چه بود؟
۹
دوش در کویت ببیماری فگندم خویش را
۱۰
تا نگویندم که: شب تا روز نالیدن چه بود؟
۱۱
خانه اغیار را پرسید و من مردم ز رشک
۱۲
دوستان، پرسید زو کین خانه پرسیدن چه بود؟
۱۳
بی مه رویش، هلالی، زار گشتی عاقبت
۱۴
با چنین نامهربانی مهر ورزیدن چه بود؟