غزل شمارهٔ ۲۸۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای گل، از شکل تو با ناز و خرامت گویم
۲
هر چه گویم همه داری، ز کدامت گویم؟
۳
تو پری، یا ملکی؟ یا مه اوج فلکی؟
۴
حیرتم سوخت، ندانم، بچه نامت گویم؟
۵
قد برافراختی و سرو بلندت گفتم
۶
رخ برافروز، که تا ماه تمامت گویم
۷
کی توانم که: کنم پیش تو آغاز کلام؟
۸
من که هرگز نتوانم که سلامت گویم
۹
در مقامی که دم از افسر جمشید زنند
۱۰
بنده از خاک کف پای غلامت گویم
۱۱
پاسبان ساز بدین دولت بیدار مرا
۱۲
تا غم خود همه شب با در و بامت گویم
۱۳
ساقیا، جام بکف هوش هلالی بردی
۱۴
یارب! از جام لبت یا لب جامت گویم؟