Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
من گرفتار و تو در بند رضای دگران
۲
من ز درد تو هلاک و تو دوای دگران
۳
گنج حسن دگران را چه کنم بی رخ تو؟
۴
من برای تو خرابم، تو برای دگران
۵
خلوت وصل تو جای دگرانست، دریغ!
۶
کاش بودم من دل خسته بجای دگران
۷
پیش ازین بود هوای دگران در سر من
۸
خاک کویت ز سرم برد هوای دگران
۹
پا ز سر کردم و سوی تو هنوزم ره نیست
۱۰
وه! که آرد سر من رشک بپای دگران
۱۱
گفتی: امروز بلای دگران خواهم شد
۱۲
روزی من شود، ای کاش! بلای دگران
۱۳
دل غمگین هلالی بجفای تو خوشست
۱۴
ای جفاهای تو خوشتر ز وفای دگران

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.