Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
صبح امید همانست و رخ یار همان
۲
تار آن طره شبرنگ و شب تار همان
۳
نیست چون هیچ تفاوت ز رقیبان با من
۴
پیش تو یار همان باشد و اغیار همان
۵
طی شد افسانه هر عاشق و معشوق، که بود
۶
قصه ما و تو در کوچه و بازار همان
۷
همره غیر چو باشی دلم آزرده مکن
۸
جان من، بس بود آزار دل زار همان
۹
گویم، ای شوخ، بدیوار غم دل پس ازین
۱۰
با تو گفتن چو همانست و بدیوار همان
۱۱
دل و دین باخت هلالی بتمنای وفا
۱۲
و آن جفا جوی باو بر سر آزار همان

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.