Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مشکل غمیست عشق، که گفتن نمی توان
۲
وین مشکل دگر که: نهفتن نمی توان
۳
غمهای عاشقان هم گفتند پیش یار
۴
ما را عجب غمیست که گفتن نمی توان
۵
دندان بقصد لعل لبش تیز چون کنم؟
۶
کان لعل گوهریست، که سفتن نمی توان
۷
خون بسته غنچه وار دل تنگم از فراق
۸
دل تنگم، آن چنان، که شکفتن نمی توان
۹
در خون نشست چشم هلالی، که از رهت
۱۰
گردی بدامن مژه رفتن نمی توان

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.