Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هلالی جغتایی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بر بستر هلاکم، بیمار و زار مانده
۲
کارم ز دست رفته، دستم ز کار مانده
۳
رفتست وصل جانان، ماندست جان بزاری
۴
ای کاشکی! نماندی این جان زار مانده
۵
من کیستم؟ غریبی، از وصل بی نصیبی
۶
هجران یار دیده، دور از دیار مانده
۷
در دل ز گلعذاری، بودست خار خاری
۸
آن دل نمانده، اما آن خار خار مانده
۹
با آنکه در هوایش، خاکم بگرد رفته
۱۰
او را هنوز از من بر دل غبار مانده
۱۱
هر جا که من براهی خود را باو رساندم
۱۲
او تیز در گذشته، من شرمسار مانده
۱۳
وه! چون کنم؟ هلالی، کان ماه با رقیبان
۱۴
فارغ نشسته و من در انتظار مانده

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.