غزل شمارهٔ ۳۹۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شب فراق ز صبحم خبر چه می پرسی؟
۲
چو روز من سیهست، از سحر چه پرسی؟
۳
رسید جان بلب، ای یار مهربان، برخیز
۴
گذشت کار ز پرسش، دگر چه می پرسی؟
۵
مپرس: کز غم هجران چه بر سر تو رسید؟
۶
مرا که نیست سر، از دردسر چه می پرسی؟
۷
ز واقعات ره عشق جمله با خبرم
۸
درین طریق ز من پرس هر چه می پرسی
۹
بکوی دوست، هلالی، ز راه کعبه مپرس
۱۰
تو ساکن حرمی، از سفر چه می پرسی؟